اولین عکس دنیا را چه کسی ثبت کرد؟
سوال بالایی اولین سوال کتاب درسی مان (عکاسی) بود.بعد دوسال که کتاب را برداشتم و خواستم برای کنکور مطالعه اش کنم،همان اول به ذهنم خطور کرد و گفتم:" ژوزف نیسفور نی ئپس " .
از همان دوران اولیه زندگی بشر،تصویر به نوعی در زندگی انسان وجود داشت و برای برقراری ارتباط و افزایش نیرو برای رفتن به شکار استفاده می شد.انسان ها تصویر موجودات را روی دیوار غارها می کشیدند و با تیراندازی سمت آن نیرو پیدا کرده و با قدرت به شکار می رفتند.تصاویری که از غارهای شمال اسپانیا و جنوب فرانسه به دست آمده گویای این سخن است.اما تنها برقراری ارتباط و افزایش نیرو نبود که باعث به وجود آمدن تصاویر میشد.چرا که با اختراع خط و توانایی انسان به تکلم نیز تصاویر ادامه یافتند.زبان های مختلفی که در سراسر دنیا برای برقراری ارتباط استفاده می شد این نیاز را هم در کنار خود داشت که یک زبان همگانی وجود داشته باشد و تصویر به عنوان زبانی که انسان های سراسر دنیا قادر به فهم آن هستند مورد استفاده قرار گرفت. و از طرفی بسیاری از احساسات و عواطف تنها به وسیله تصویر بود که می توانست انتقال یابد.
اتاقک تاریک قبل اینکه در عکاسی مورد استفاده قرار گیرد،در قرن یازدهم توسط حسن ابن هیثم برای مشاهده ستاره ها و مطالعه خسوف و کسوف به کار گرفته می شد.این وسیله جعبه ای بود با یک روزنه که نور از آن عبور کرده،تصویری وارونه اما واضح ر سطح مقابل تشکیل می داد.در سال 1550 اتاقک تاریک به یک عدسی محدب مجهز شده و باعث واضح تر شدن تصویر شد.اما جریانی که باعث به وجود آمدن عکاسی گردید،در سال 1727 اتفاق افتاد. و آن افتادن تصادفی برگ درختی بر روی کاغذ آغشته به نیترات نقره و آهک بود. به خاطر نرسیدن نور زیر برگ،آن قسمت روشن مانده،بقیه جاها تیره شده بود.در نتیجه تصویر برگ به صورت سفید باقی مانده بود. ولی عمر این تصویر بسیار کم بود و در اثر برخورد نور از بین می رفت.همین اتفاق بود که باعث شروع عکاسی شد و تلاش هایی که در ادامه افرادی چون " نوماس و ج وود" و " سرجان هرشل " انجام دادند باعث شد سرانجام ژوزف نیسفور نی ئپس پس از هشت ساعت نوردهی به مواد حساس در اتاقک تاریک،اولین عکس دنیا را در سال 1826 ،در املاک شخصی خود واقع در دهکده سن لو دو وارن به ثبت رساند.او اسم این روش را هلیو گرافیHeliography نام گذاشت.پس از نی ئپس لویی ژاک مانده داگر کار او را ادامه داده و روش داگرئوتیپ را به وجود آورد.هرچند با این روش تصاویر زیادی به وجود آمد ولی عکس ها قابل تکثیر نبودند و مشکلاتی نیز به همراه داشت. در ادامه افرادی چون فوکس تالبوت شیوه های جدیدتر و آسان تری همچون کالوتیپ و کلودیون را به وجود آوردند.
عکاسی در زمان محمد شاه قاجار و به درخواست شاه از دولت روسیه وارد ایران شد.دربار ایران که آوازه یای پدیده جالب توجه به گوشش رسیده بود ،می خواست با این پدیده نوظهور آشنا گردد.و عکاسی در زمانی وارد تهران شد که در این شهر جمعیتی نزدیک یکصد هزار نفر سکونت داشتند و شش دروازه ی ورورد و خروج داشت.بدین ترتیب دولت روسیه وسایل عکسبرداری را همراه با شخصی به نام نیکلای پاولوف به ایران فرستادو اولین عکس در ایران،تصویر شاه و برخی دیگر از افرادش بود که در یکی از کاخ ها به شیوه داگرئوتیپ ثبت شد.تاریخ ثبت این عکس ،سال 1258 ق( 1842)،یعنی سه سال پس از اعلام موجودیت عکاسی در فرانسه است.
علاقه ای که ناصرالدین میرزا از دوران نوجوانی به عکاسی داشت باعث گردید پس از به سلطنت رسیدنش عکاسی در ایران پیشرفت چشمگیری داشته باشد.دو شیوه ی کالوتیپ و کلودیون در دوران وی در ایران رواج یافت.لوییجی پشه،افسر ایتالیایی با این روش عکس های بسیاری ثبت کرد.عکس هایی از مراسم سلام نوروزی،مراسم ورود نظامیان به میدان مشق تهران،منظره هایی از کاخ گلستان،از شهر تهران،سفارتخانه های انگلیس،فرانسه و روسیه،بازار،مسجد،کوه البرز،مدرسه نظام و ... .همچنین ناصرالدین شاه به دلیل علاقه شدیدش به عکاسی ،شخصی به نام فرانسیس کارلهیان را استخدام کرده بود و توسط او به طور عملی به عکاسی می پرداخت.
نخستین عکاس حرفه ای ایرانی آقا رضا عکاس باشی بود. وی عکاسی پر کار در دربار بود و بسیاری از سفرها، مراسم و اتفاقات دوران حکومت ناصرادین شاه را به تصویر درآورد.از دیگر عکاسان بعد آقا رضا عکاسباشی ، ،میرزا حسنعلی عکاس،میرزا احمد عکاسباشی،میرزا ابراهیم عکاسباشی ،آقا یوسف عکاس،امیر خان قاجار،عبداله قاجار،ژوزف پاپازیان،خان بابای حسینی و آنتون سوریوگین بودند.
اولین عکاسخانه عمومی در تهران به دستور ناصرالدین شاه در سال1285(1868)تاسیس شد که مدیریت آن بر عهده عباسعلی بیک بود. این اتفاق باعث شد عکاسی در بین مردم رواج پیدا کند.مدتی بعد در شیراز،تبریز،رشت،اصفهان و مشهد نیز عکاسخانه هایی به وجود آمدند.تاسیس عکاسخانه های مختلف از یک طرف،و ظهور دوربین های کوچک عکاسی کداک که در همه جای جهان باعث همگانی شدن عکاسی شد،باعث گردید عکاسی چه از جنبه صنعتی،چه علمی و چه هنری در زندگی مردم وارد شده و تاثیر فراوانی داشته باشد. یکی از این تاثیرها آشنایی مردم با دیگر کشورها بود که باعث می شد میل به تجدد و پیشرفت در آنها افزایش یابد و پیامد اساسی آن نارضایتی مردم از حکومت بود.
نکته ی جالب دیگر حضور زنان در عکاسی بود.در زمانی که عکاسی از زنان خلاف سنت بود،ناصرالدین شاه سنت را شکسته و از زنانش عکسبرداری کرد.از اولین زنان عکاس نیز می توان از برخی زنان ناصرالدین شاه،اشرف السلطنه همسر محمد حسن خان اعتماد السلطنه و... نام برد.
و حالا پس از سالها از ظهور عکاسی ،این حرفه چه در ایران و چه در کشورهای دیگر،وارد زندگی روزمره شده است، بر خلاف دوران اولیه اش که مردم آن را سحر و جادو می خواندند و بعضی روزنامه ها لقب آیینه حافظه دار را به آن داده بودند.هر چند جنبه ی صنعتی آن در درجه ی اول اهمیت قرار دارد،اما استفاده ی هنری،مخصوصاً در سال های اخیر ،باعث گردیده جزو یکی از هنرهای تاثیر گذار محسوب گردد.آشنایی با ساختمان دوربین ، زاویه دید،تنظیم نور،فیلم گذاری دوربین، نوع و حساسیت فیلم ها،مراحل مختلف ظهور فیلم،
چاپ عکس،کادر بندی، کاربرد لنزها، کاربرد فلاش ها و...، همگی جزو اصولی هستند که به عکاس کمک می کنند تا عکسی مناسب و هنری ارائه دهد. البته امروزه دوربین ها مجهز تر شده و همه روزه امکانات بیشتری را در اختیار مصرف کنندگان قرار می دهند.
ویلیام هنری فوکس تالبوت( کسی که شیوه ی کالوتیپ را ایجاد کرد) در رابطه با عکاسی گفته است:
" یک شعاع نور خورشید،یک درخت بلوط خشک شده یا یک سنگ پوشیده از خزه می توانند یک رشته افکار و احساسات و تصورات با شکوه را بیدار کنند".
